تبليغاتX
بالای قصر یوسف کنعان نوشته اند*********** هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود زلال تر از آب
آقا منوببخش....... پنجشنبه نهم آذر 1385 20:11
سلام آقا جون

 آقا جون شاید باورت نشه حتی روم نمی شد به شما سلام کنم باور کنین اصلا دیگه خجالت میکشدم بیام  تو این وبلاگ. این وبلاگ رو من به عشق شما ساختم و اگه راستشو بخواهی  به عشق جایزه انتخاب شدن وبلاگ  البته اینم بگم آقا بازم به عشق اینکه اگه این وبلاگ تو مسابقه طلیعه ظهور برنده شد و قسمت شد که بیام سفر حج  اونجا تو عرفات  تو منا کنار کعبه توی کوه نور دنبالت بگردم دیدی آقا جون بازم همه اینا به عشق تو بود ولی چه کنم یه مدتی دنیا منو اسیر خودش کرده بود محکم محکم به قول ما قمی ها سفت سفت. چند روز یه تونستم یه جورایی از گیر دنیا فرار کنم البته  هنوز یه جورایی گیرم و این گیر بودن رو اصلا و ابدا نمی شه کار یش کرد شایدم من ضعیفم و اون قوی. آقا دوست دارم بیایی و یواشکی در گوشم بگی محمد ناراحت نباش همه گیر دنیان جز خواص. آقا می خوام یه قسم بدمت که دیگه  نه نیاری شرمندم اینو میگم  خجالت میکشم ولی آقا تو رو قسم میدم به پهلوی  شکسته مادرت منو ببخش به خدا دوستون دارم به خدا وقتی از کنار مسجدتون توی جمکرون رد میشم خجالت میکشم سرمو بیارم بالا و به گنبد و گلدسته نگاه کنم همش حس میکنم وایسادین کنار در مسجد ودار ین منو تموشا میکنین. آقا قول میدم دیگه ازتون جدا نشم آقا قول میدم بازم بیام اینقدر که جبران نبودنامو بکنم.

دل نوشته های محمد  | لینک ثابت |