اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
ای منتظر غمگین مباش . . . قدری تحمل بیشتر
گردی بپا شد در افق . . . گوئی سواری می رسد
آدینه ای گذشت و آدینه ای دیگر از راه می رسد .
صدای پای آشنا می آید ، صدایی به لطافت شبنم صبح بر گلبرگ های ناز گل محمدی . ای منتظر ! پرده تاریک غم را کنار زن و نوید صبح ظهور را بر سر درِ دلت نصب کن . آری خوشنود و امیدوار باش که صبح وصال در راه است .

یا صاحب الزمان آقا و مولای ما ! ما بیچارگان دردمند را به چشمه سار زلالت دلالت فرما و عطش ما را به جرعه آبی فرونشان و از کویر سوزان درماندگی نجاتمان ده .
آقا جان ! ما سفر رفتگان غافل و سهل انگار ، پشیمانی را پیشه خویش کرده ایم ، مولای من سهل پیداست خستگی ما ، از آن رو که رویی برای عرضه عمل نداریم سر افکنده ایم ، اما ترجمان قلب ما عشق به توست و هر آنچه هستیم ، تو را مولا و آقای خود می دانیم .
. . . چه کنیم که ما را فراموشی فراگرفته و حاصلی جز حسرت در کوله بار خویش نداریم .
ای کاش لحظه ای طعم خوش با تو بودن را می چشیدیم .
ای کاش نگاه گرم تو را با تمام وجود حس می کردیم .

